کلا نصیحت کردن کار اشتباهیه چون طرفت ناراحت میشه
باید بذاری نابود که شد بری باهاش همدردی کنی خوشش هم میاد
کلا نصیحت کردن کار اشتباهیه چون طرفت ناراحت میشه
باید بذاری نابود که شد بری باهاش همدردی کنی خوشش هم میاد
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
✍️ مولانا
یک عده آدم ها خیلی نمک نشناسن، زمان هایی که در حقشون لطف کردی رو در لحظه ای که سخت بگذره دوران براشون خیلی با سرعت فراموش میکنن! و فراموش میکنن که هیچ کاری هم برات نکردن و معرفتی خرجت نکردن پس طلبکار بودن فقط نشون میده چقدر گربه صفت هستن! یادشون میره آدما که تو وظیفه تو انجام نمیدی و خیلی ساده طلبکار میشن ازت
یعنی من که می میرم برای این که کسی حالا هرکجا که هست عینِ خودش باشد وقتی که آن جا نیست. یعنی خودش را پشتِ ظواهری که دو پولِ سیاه نمی ارزند مخفی نکند. یا از ترسِ این که دیگران چه قضاوتی درباره اش می کنند؛ خودش را یک طوری که نیست جلوه ندهد. یا آن طوری که هست، خودش را بروز ندهد.
📖 کافه پیانو/ فرهاد جعفری
پ.ن: شاید کتابش یک موضوع خاص رو دنبال نکنه اما من از افکارش خوشم می آد، از پراکنده نوشتن و از یک شاخه به شاخه دیگه پریدن، اینکه به هرچیزی نگاه می کنه یک داستان داره براش و سه سال طول می کشه تا منظور اصلیش رو بگه.
حالمو خوب کن فقط با یکم محبت
توجه غیر مستقیمت رو می بینم و خدا می دونه چه ارزشی داره برام
فقط یکم توجه مستقیم تا انرژی مُردم زنده بشه
بشم همون ادم سرخوشی که قبلا بودم
همونی که براش افسردگی مسخره بازی بود
همونی که یک دنیا انرژی داشت و انقدر مرده و بی حوصله نبود
یکم فیزیکی کنارم باش تا آرامشت باشم
عصر جمعه و خواب بعدازظهر تاثیر گذاشته و دیوونه شدم
دلم دیوونه بازی و دور دور میخواد
دلم میخواد تا دیروقت بیرون بمونم
دلم میخواد سرخوش باشم چه خبره این تابستون چه بی خیر شدهههههه زده به سرمممم
خستگی ام خیلی زیاده و سردرد امون نمیده بهم!!!
با تمام اینها ناراضی نیستم یکم دارم احساس مفید بودن میکنم، خودم ازت خواستم که منو نزدیک کنی به این کار حالا اگر غر بزنم خیلی ناسپاسم.
لطفا انرژیش رو هم بهم بیشتر از این بده، هرچند تا الان هم اگر نداده بوده حتما غش می کردم.
یک اشتباهاتی هست که بخشیدنشون خیلی سخته و تاوانش خیلی چیزاس به قول یکی روح بزرگی میخواد...
توی فکرت اینه اذیتش کنی همونجوری که اذیتت کرد، جوری که یادش نره کارش چقدر بد بوده، شاید اگر ازش بگذری نفهمه چقدر رنج کشیدی.
یک جور بی احساسی خاصی داری که معلوم نیست دائمی نباشه
این اشتباهات بزرگ تاوانش سنگینه سنگینیشم رو سینته...
نقش یک روح نیکوکار را بازی کردن، فقط کار آنهایی بود که در زندگی از تصمیم گیری می ترسیدند. پذیرفتن نیک سرشتی خود، همیشه آسانتر از رویارویی با دیگران و جنگیدن برای حقوق خود است. شنیدن یک توهین و پاسخ ندادن همیشه آسانتر است تا درگیر نبرد با شخصی نیرومندتر از خود شدن. همواره می توانیم بگوییم سنگی که دیگران سوی ما انداخته اند، به ما نخورده است، و تنها شب هنگام – وقتی که تنهاییم و زن یا شوهرمان، یا هم اتاقیمان در خواب است – تنها شب است که می توانیم در سکوت به خاطر جبن مان بگرییم.
📖 شیطان و دوشیزه پریم/ پائولو کوئلیو
پ.ن: این رو که خوندم خیلی ترسیدم چون با این حساب من آدم ترسویی ام... ولی دلم نمی خواد باشم، می دونم که همیشه نمیشه همه از آدم راضی باشن، همیشه این رو نقطه ضعف خودم می دونستم اما اینکه می بینم حق با من بوده و این واقعا خصوصیت بدیه ترسناکه....
ترس از آدم ها ندارم اما از ناراحتیشون چرا به آدم هایی که جرأت دارن حسودیم میشه اما نه اونایی که با بی ادبی اینکارو میکنن