من خواهم شنید...

نازنینا

دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم

نازنینا، تو چرا بی خبر از ما شده ای؟

✍️ شهریار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

دیوانگی های کوچک

کسانی که راحت تر از مسایل کوچیک میگذرند راحت تر هم زندگی میکنند.

تمرکز کردن روی مسایل کوچیک مارو از مسایل بزرگ تر غافل که میکنه هیچ فکر میکنم مغزمون رو هم کوچک میکنه و نمیذاره که درست فکر کنیم و اعمال احمقانه ای از ما سر میزنه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

دونه بهشتی

بچه که بودم یک سریال نوجوان بود راجع به کاریکاتوریست ها، یادمه اونجا برای اولین بار شنیدم که هر اناری یک دونه بهشتی داره که اگر بخوریش میری بهشت. منم با اینکه میدونستم اگر فکر کنم بهش ممکنه مسخره بنظر بیاد پس بدون فکر، شاید ناخوداگاه، یا شاید با خودم گفتم تیری در تاریکی ولی بعد از اون هر اناری که خوردم کامل خوردم حتی دونه هایی که روی زمین می افتاد یا دونه هایی که توی سوراخ هفتم انار بودن رو هم میخوردم و گاهی حتی دونه هایی که خشک شده بودن و آب نداشتن دیگه رو هم قاطی سالما میخوردم فقط وقتی متوقف میشدم که دیگه واقعا گندیده میشد!!!

اونم خیلی افسوس میخوردم و بیخیال میشدم. همیشه با خودم میگفتم اگر شانس منه حتما همینی که افتاد زمین یا خراب بود دونه بهشتیش بوده.

مدرس ما میگه خدا بهشت رو به بها نمیده، اتفاقا به بهانه میده و فقط منتظر بهانس، خدایا نمیدونم تا حالا چندتا بهانه خوردم ولی بلاخره یکیشو برام حساب کن...

بلاخره منِ مصیبت کشیده نباید با اونیکه انارشو مثل آدمیزاد خورده فرقی داشته باشم؟؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

متعصب؟!

نمیدونم متعصب هستم یانه، بعضی جملات کاملا با تفکراتم فرق داره و نمیتونم قبولش کنم ولی دقیقا همینجاست که میگه متعصبی

هستم یا نیستم؟

میخوام باشم یا نباشم؟

خوبه یا بده؟

یکبار باید دقیق فکر کنم بفهمم کجای قضیه ام ولی ساده نیست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

کشور گشایی!

من همیشه برام سوال بوده چرا پادشاهان قدیم لشکرکشی میکردن از این سر دنیا تا اون سر دنیا؟ چرا نمیذاشتن هر ملتی خودش باشه و مردمش؟ چرا باید از یونان تا هند مال یک امپراطوری باشه در صورتی که هیچکدوم نه دینشون یکیه نه خط نه معماری و نه زبان؟؟ پادشاها که بلاخره ثروتمند بودن حالا یکم بیشترش انقدر اهمیت داشت که اینهمه خون ریخته بشه و اینهمه انتقام گرفته بشه و اینهمه نفرت از هم داشته باشن؟ که بچه هاشون تاوان خونریزی اینارو بدن یا نوه شون بخواد کینخواهیشون رو بکنه؟ که همیشه مواظب باشن یک نفر توی فلان مملکت شورش نکنه و نابود نشن!

فکر کنم من اگه پادشاه میشدم خیلی بی کفایت میشدم و تو این قاراشمیش حتما کشورم به باد میرفت!!!


پ.ن: بی ربط یا شاید با ربط از اسکندر و چنگیز متنفرم! 

پ.ن: حالا نادرشاه خودمونم همچین قدیسی نبوده البته!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

آثار تاریخی

همیشه تاریخ رو مختصر میخوندم و یا داستانی میخوندم و همیشه میترسیدم نتونم یک کتاب جامع تاریخی رو بخونم اما حالا بلاخره شروع کردم دل رو زدم به دریا و فعلا که تا صفحه ۶۰ به همون شیرینی هست که همیشه بود.

بنظرم اگر دوباره بخوام برم دانشگاه حتما این بار باستان شناسی میخونم.

خوشبحال اونایی که تو شهرشون آثار باستانی زیاده، همیشه دوست داشتم سفر برم غرب ایران ولی اونم نشده البته هربار میرم دیدن اثار تاریخی فقط حرص میخورم و گریه ام میگیره...

اخه لعنتی به هیچ درد ما نمیخوره که توی ....، چه تاریخی اومدی اینجا!!!!

ملت هزار سال پیش همچین چیزی ساختن انقد که تو به دیدنش افتخار میکنی به ساختنش افتخار نکردن!!!!!!

اگر میتونستم یکی اینارو منقرض میکردم یکی آشغال بریزان رو، خدایی مگه میشه؟؟؟!!!

نفس عمیق...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

نابینایان

نابینایان زندگی خیلی خوبی دارند، همه چیز به نفعشونه و نباید گله ای داشته باشند. درسته که امکانات شهر برای نابینایان خیلی کمه و مسیرشون یهو قطع میشه، یا استاندارد نیست عرضش، یا یهو یه نابینای دیگه وسط مسیرشون موتورشو پارک کرده اما بازم زندگی بدی نیست و مسبب خیلی اتفاقات و روند جامعه نابینایان هستند. حتی گاهی قوانین راهنمایی رو به اجبار تغییر میدن براشون! مثلا خیابون شلوغی که تا پارسال پارک ممنوع بود به خاطر نابینایانی که تابلو رو نمیدیدن و پارک میکردن بهرحال پارکش آزاد شد چون راهنمایی رانندگی هم زورش بهشون نرسید. یا خیابونای یک طرفه ای که دو طرفه شدند.

به خاطر نابینایانی که سوار موتور میشن امنیت پیاده رو به صفر رسیده و تو همون خیابون شلوغی که گفتم باید ۶ تا چشمتو باز کنی و براشون راه باز کنی.

حتی تر وقتی میخوای بری اونطرف کوچه یک طرفه خونتون باز یکی شون نزدیکه بکوبه بهت و یهو میشنوی که چرا دو طرفتو نگاه نمیکنی؟ و توام عصبانی از اینهمه تبعیض میگی کوچه یکطرفه که دو طرفش دیدن نداره اونم وقتی چشمای ماشینت مثل خودت خاموشه!!!

خلاصه شهر بدی شده همه چیز به نفع نابینایان شده! شده عینهو کتاب کوری!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

اسم تو

اسم تو شده دوست زبانم

شاید هم دوست ذهنم

هر وقت مغزم دست از کار میکشه و برای استراحت خالی میشه، هنوز نفس راحتش رو نکشیده اسمت مثل مهر میخوره جلوی چشمش.

یا حتی وقت هایی هم که سرش شلوغه و داره تند تند کار میکنه باز انگاری یک بچه ی تخس که توی شلوغیِ کار کردن بزرگ ترها وول میخوره و شیطونی میکنه اسمت رو میکوبه و فرار میکنه.

آخر یک روز مغزم رو عاصی میکنه... شاید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

از پناهگاهت خارج شو

خدا هر لحظه در حال کامل کردن ماست، چه از درون و چه از بیرون. هرکدام ما اثرِ هنری ناتمامی است. هر حادثه ای که تجربه میکنیم، هر مخاطره ای که پشت سر میگذاریم، برای رفع نواقصمان طرح ریزی شده است. پروردگار به کمبودهایمان جداگانه می پردازد، زیرا اثری که انسان نام دارد در پی کمال است.

📖 ملت عشق/ الیف شافاک


پ.ن: گاهی براساس چیزهایی که میخونم یا میشنوم، میفهمم که بعضی عقایدم خامه و مال کسایی که اول راه هستند. اما اینکه این رو میفهمم باعث نمیشه عقیده ام تغییر کنه و گاهی زیادی بهش میچسبم چون قانع نشدم. اما کسی قرار نیست برای قانع کردن ما بیاد اگر بخوام پخته بشن باید از دایره امن خودم بیام بیرون و بدون ترس با خودم مذاکره کنم تا ببینم در نهایت چه عقایدی میمونن و کدوم ها تغییر میکنن. اینکه ایده آل و کامل نباشن اهمیتی نداره اما شاید از قبلی ها یک قدم جلوتر بیوفتند، به شرطی که خودِ فعلی از خودی که اون عقاید رو ثبت کرده پخته تر شده باشه نه گمراه تر!

از پناهگاهت خارج شو و ببین چقدر از عقایدت باقی میمونن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

اتمام طوطی ها

و این هم اتمام طوطی ها، واقعا به خاطر خرابکاری که تو بک گراندشون کردم ناراحتم ولی حوصله اصلاحشو فعلا ندارم. یک روزی شاید درستش کنم ولی فعلا با همین سایه سبز محو باید زندگی کنن!!!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زمزمه