من خواهم شنید...

چشمانت آرزوست

بی تو عذابیست خنده هایی که به روی صورتم همچون نقابیست

کار من عشق است و کار چشم تو خانه خرابی

چشمانت آرزوست از سر نمی پرد

تو را ز خاطرم کسی نمی برد

به خاک و خون کشیده ای

مرا ز من بریده ای، مرا

به دل نشسته ای چه کردی با دلم

به گل نشسته ای میان ساحلم

به خاک و خون کشیده ای

مرا ز من بریده ای مرا

🎵 چشمانت آرزوست / ایهام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

نظریه ارسطو

ارسطو معتقد است سه نوع خوشبختی وجود دارد. نوع اول خوشبختی زندگانی سرشار از شادی و لذت. نوع دوم خوشبختی زندگانی شهروندی آزاد و مسئول. نوع سوم خوشبختی زندگانی فیلسوفانه و اندیشمندانه.

ارسطو آنگاه می افزاید که هر سه ضابطه باید در آن واحد وجود داشته باشد تا انسان به خوشبختی و خرسندی برسد. ارسطو هرگونه عدم تعادل را رد می کرد. چنانچه امروزه می زیست لابد می گفت عقل سالم در بدن سالم است. کسی که فقط به رشد بدن خود بپردازد درست به اندازه کسی که فقط مغز خود را به کار برد نامتعادل است. هر دو افراط نشانه کژراهگی در زندگی است.

این اصل در مورد روابط انسان نیز صادق است. ارسطو در اینجا هم «حد اعتدال» را توصیه می کند. باید نه ترسو بود نه بی باک: باید شجاع بود (کمی شجاعت ترسویی است و زیادی شجاعت بی باکی). باید نه خسیس بود نه مسرف: باید سخاوتمند بود (سخاوت کم خست است و سخاوت زیاد اسراف) همین طور در خوردن باید اندازه نگه داشت. کم خوری و پرخوری هر دو خطرناک است. اخلاقیات افلاطون و ارسطو هر دو بر پایه پزشکی یونان استوار است: فقط با اعتدال و تناسب می توان به زندگی خوش و «سازگار» نائل شد.

📖 دنیای سوفی/ یوستین گردر


 پ.ن: تا اینجای کتاب رو که خوندم داشتم فکر میکردم به به ارسطو عجب تفکرات زیبایی داشته عجب آدم بافکری بوده که یکهو نظریاتش راجع به زن و مرد رو توی صفحه بعد خوندم و... در عجبم آدمی که اینقدر میتونست فکر کنه راجع به دنیای اطرافش یعنی واقعا تفکرش این بود راجع به جنسیت بشریت؟؟؟ واقعا خیلی تاسف داره فکر کنم هیچوقت با زنی رابطه ای نداشته! حس میکنم حرفاش حتی دیدگاه خودش رو هم نقض کرده.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

رسم لوطی گری

- تو برای چی رو میگیری؟

+ خب برای اینکه نامحرم نبیندم... قبول! کریم هم نامحرم است، اما...

باب جون گل از گلش شکفت. انگار چیزی کشف کرده بود. دست مریم را در دست گرفت:

- هان، بارک الله اشتباهت همین جاست. رو گرفتن برای فرار از نامحرم نیست. و اِلا من هم میدانم، نامحرم که لولو نیست، جخ پاری وقت ها مثل همین کریم، اصلا خودیه... نه! رو گرفتن برای این است که خدا گفته. خدا هم مثل رفیق آدمه. یک رفیق به آدم چیزی بگوید، لوطی گری میگوید بایستی انجام داد.

+ این درست که خدا گفته، اما حکمتش همان است که گفتم، برای فرار از ...

باب جون حرف مریم را برید:

حکمتش را ول کن. این جایش به من و تو دخلی ندارد. وقتی رفیق آدم چیزی از آدم خواست، لطفش به این است که بی حکمت و بی پرس و جو بدهی. اگر حکمتش را بدانی که به خاطر حکمت داده ای، نه به خاطر لوطی گری. جخ آمدیم و حکمتش را نفهمیدی، آن وقت چه؟ انجام نمیدهی؟

📖 من او/ رضا امیرخانی


پ.ن: چندین سال پیش که این کتاب رو خوندم عاشقش شدم با همه وجووود. هنوز توی رمان های ایرانی قشنگ تر از «من او» نخوندم. یک کتاب شاهکاره.

چند هفته پیش شب تولدم برای خودم کادو خریدمش و کلی ذوق کردم و دوباره نشستم به خوندنش و لذت بردن. هنوز هم لذتش زیاده و بار قبل اشتباه نکرده بودم. عزیزترین کتاب کتابخونه ام

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
زمزمه

عادت

مگذار عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود...

مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه، به عادت آب دادن گل های باغچه بدل شود!

عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست...

پیوسته نو کردن خواستنی ست که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.

تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت آن.

" بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب میگیرند "

احتیاط باید کرد...

📖 یک عاشقانه آرام / نادر ابراهیمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

نظریه افلاطون

افلاطون اعتقاد داشت همه چیزهایی که ما پیرامون خود در طبیعت می بینیم، همه چیزهای ملموس، همانند حباب آب است، چون هیچ چیز جهان محسوسات، دوام ندارد. همه، البته، می دانیم که هر انسان و هر حیوان دیر یا زود می میرد و می پوسد. حتی قطعه ای سنگ مرمر تغییر می کند و رفته رفته متلاشی می شود.

مقصود افلاطون این است که ما قادر نیستیم از چیزی که پیوسته در حال تغییر است شناخت حقیقی پیدا کنیم. و در مورد چیزهای متعلق به جهان محسوسات تنها می توان نظر و گمان داشت. شناخت حقیقی فقط از چیزهایی ممکن است که با عقل خود تشخیص می دهیم...

...اگر در کلاسی با سی تن دانش آموز نشسته باشی، و آموزگار از کلاس بپرسد زیباترین رنگ رنگین کمان کدام است، به احتمال، پاسخ های بسیار متفاوت می شنود. ولی اگر سوال کند حاصل 3*8 چیست، همه کلاس، انشاالله، یک جواب خواهند داد. چون اکنون عقل دارد حرف می زند و عقل، از جهتی، نقطه مقابل «چنین فکر می کنم» یا «چنین احساس می کنم» است. می توان گفت عقل مطلق جاودانی است زیرا تنها به حالات مطلق و جاودانی می پردازد...

...فرض کن کاجی مدور در جنگل بیابی. شاید شما بگویی «فکر کنم» کاملا گرد است، حال آنکه یووانا اصرار دارد یک طرفش کمی صاف است. (بعد بگو مگو بین شما در می گیرد!) ولی هیچکدام نمی توانید از آنچه به چشم می بینید شناخت حقیقی داشته باشید. از سوی دیگر می توانید با قطعیت تمام بگویید مجموع زاویه های دایره ٣٦٠درجه است. در اینجا در باره دایره ی آرمانی صحبت می کنید، دایره ای که شاید در جهان مادی وجود ندارد ولی می توان آن را به روشنی در ذهن مجسم ساخت...

خلاصه دریافت دقیق از چیزهایی که با حواس درک می کنیم ممکن نیست. ولی از چیزهایی که با عقل دریافت می شود می توان شناخت حقیقی داشت. مجموع زاویه های مثلث در هر شرایطی، همیشه 180 درجه خواهد بود. و حتی چنانچه کلیه اسب های جهان حسّی از یک پا بلنگند، اسب «مثالی» صحیح و سالم با چهارپا راه می رود.

📖 دنیای سوفی / یوستین گردر


پ.ن: بنظرم یکم به دوتا پست قبلی خودمم مربوط میومد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

1

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
زمزمه

روتین

تازگی به آدما که نگاه میکنم از خودم میپرسم یعنی چه هدفی داره این فرد توی زندگیش؟ اصلا بهش فکر کرده یا داره روتین بقیه رو انجام میده؟

کر کرده به اینکه چرا آفریده شده و حتما نباید روش زندگی مادر و پدرشو ادامه بده؟
علایق خودش چیه؟ از چند نفر که پرسیدم حتی نمیدونست علایقش چی هست.
دلیل آفرینش آدم چی بوده؟ هرچی فکر میکنم هنوز به جوابی که راضیم کنه نرسیدم.
اگر بگیم خدا میخواسته عبادتش کنه، خب که چی؟ فرشته ها و اجنه بودن چه نیاز به آدمیزاد. بجز اون از خدا بعیده تنها دلیلش بخواد این باشه اخه خدا که مثل ما نیست، کوچترین صفت بد هم نباید داشته باشه.
اگه بگیم میخواسته ببینه عبادت با اختیار چطوره، بازهم نمیشه چون خدا همه چیز رو میدونه آزمون و خطا نداره!!!
خدا که چیزی رو آزمایش نمیکنه ‌وقتی خودش نتیجه رو میدونه.
میگن‌ عقل انسان کامل نیست ‌و همه چیز رو نمیشه با عقل محدود فهمید، در اینصورت اختیار داشتن با یه عقل ناقص یکم خنده دار نیست؟
درسته عقلمون در حد زندگی روی زمین شاید برسه اما نمیشه دنبال چیزهای بزرگتر رفت؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

ظاهر زشت و مفهوم زیبا، یا ظاهر زیبا و مفهوم زشت

اینکه ظاهر یک چیز طی مدت ها تغییر میکنه و مردم دیگه اون رو به صورت دیگه میشناسن دلیل نمیشه که اصل اون چیز تغییر کرده. دلیل نمیشه اگر ظاهرش زشت شده زیبایی های اولیه اش رو فراموش کنیم به خاطر این ظاهر زشتی که الان داریم میبینیم. ظاهر اون رو خود ما عوض کردیم خود ما زیباییش رو نابود کردیم.

به نظرتون باید برای مفهوم اولیه اش اسم دیگه ای بذاریم و اسم اصلی بمونه روی این ظاهر زشت؟؟ یا برای این ظاهر زشت یک اسم دیگه بذاریم و مفهوم اولیه با اسم خودش پاک بمونه؟؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

فرار

وقتی از حقایق فرار میکنیم از شرشون خلاص نشدیم فقط بهشون اجازه دادیم دنبالمون تا ابد بیان
میدونیم یک روز قراره جلومونو بگیرن و مجبور میشیم بلاخره تصمیم بگیریم راجعشون
اما گول میزنیم خودمونو پشت میکنیم بهشون و همیشه ازشون میترسیم
گاهی بهمون نزدیک میشن و حالمونو بد میکنن
میدونیم باید خودمون پیش قدم بشیم و تصمیم بگیریم اما ترس و بزدلی رهامون نمیکنه
حتی با اینکه بدونیم تصمیم درست چیه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه

اشرف مخلوقات!!

خدایا چرا آفریدیمون؟
چه هدفی داشتی از خلق اینهمه کم فهمی و بیشعوری و ناسپاسی؟
ما که اون زمان هنوز خلق نشده بودیم که بدونیم زندگی چیه پس برامون فرقی نداشت بودن و نبودن حالا الان شاید برای عده ای مهم باشه.
چرا دنیاتو خراب کردی؟ دنیات میتونست قشنگ و خوب بمونه.
چرا خطرناک ترین مخلوقتو خلق کردی؟
توی فیلم های رباتیک وقتی که ربات ها شورش میکنن خالقینشون با تمام قدرت سعی میکنن جلوشونو بگیرن ولی تو حتی سعی نمیکنی جلوی مارو بگیری.
خدایا خودت لجت نگرفته از این مخلوقاتت؟ خودتم راحت تر میبودی اگه ما نبودیم.
دوستم حق داره که بهم میگه با ساده لوحی میخوای فکر کنی دنیا قشنگه و خودت رو گول میزنی، اما چیکار کنم بدون ساده لوحی نمیشه زندگی کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
زمزمه